غلامعلى صفايى

116

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

واقع شود ، هرچند گاهى قليلا بدون اين دو نيز حذف مىشود : و يحذفونها و يبقون الخبر * و بعد « إن » و « لو » كثيرا ذا اشتهر قبيله عقيل « لعلّ » را حروف جاره نيز مىدانند كه بر جملهء اسميه داخل مىشود و مبتدا را جر مىدهد ، مانند قول شاعر در سوگ برادر خود : وداع دعا يا من يجيب إلى النداء * فلم يستجبه عند ذاك مجيب « فقلت ادع اخرى و ارفع الصوت دعوة * لعلّ أبي المغوار منك قريب » « 1 » شاهد : در مجرور شدن « أبى » است كه مبتدا بوده و توسط « لعلّ » مجرور شده است و « قريب » خبر آن مىباشد . تركيب شعر : « ادع » فعل امر و فاعل آن ضمير مفرد مخاطب مذكر مستتر در آن و « اخرى » صفت براى « مرّة » محذوف است و كل جمله در محل نصب مقول قول است . واو عاطفه و « ارفع » فعل امر « الصوت » مفعول به و « دعوة » مفعول له است و تقدير مصرع اوّل اين‌گونه : « فقلت : ادع مرة اخرى و ارفع الصوت للدعوة » ، و « منك » متعلق به « قريب » است . معناى شعر : « پس گفتم ندا كن بار ديگرى و بلند كن صدا را به جهت دعوت كردن اميد است كه ابى المغوار نزديك نسبت به تو باشد » . و تتصل بها « ما » الحرفية : به « لعلّ » گاهى « ما » زائده كافه ملحق مىشود و آن را از عمل باز مىدارد ؛ زيرا اين الحاق موجب دخول « لعل » بر اسم و فعل مىشود و اختصاص « لعلّ » در دخول بر اسم از بين مىبرد و مىدانيم كه « الاختصاص موجب للعمل و عدمه موجب لعدم العمل » . لكن گروهى از نحويين در اين حالت « لعلّ » را حمل بر « ليت » مىكنند و به آن همچون « ليتما » قدرت عملى مىدهند . شايان ذكر است كه دليل اين حمل ، مشترك بودن اين دو در تغيير كيفيت معناى مبتدأ از وقوع آن در جمله خبريه به وقوع آن در جملهء انشائيه است ؛ زيرا هر دوى « لعلّ » و « ليت » جملهء خبريه را به انشائيه تبديل

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 691 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 166 ، همع الهوامع : 2 / 33 ، حاشية الصبان : 2 / 205 ، شرح ابن عقيل : 2 / 4 ، أمالي ابن الشجري : 1 / 237 .